فعاليت‌هاي طبي هرگز در هيچ جا متوقف نشد. به عنوان نمونه‌هايي از علايق طبي باز بايد اشاره‌اي بكنيم به جواهرنامهٴ ماربود و گياه‌نامهٴ اودو، چون هدف اين آثار تا حدود زيادي جنبهٴ طبي‌ داشت‌.
پسلوس رساله‌هاي طبي متعددي به نظم و نثر نوشت و يك واژه‌نامهٴ طبي تأليف كرد. با اين‌ حال برجسته‌ترين اثر طبي بيزانسي در آن دوره قرابادين تأليف سوميون شيث بود. اين مجراي‌ ديگري بود كه معارف اسلامي را به اروپا وارد ساخت‌. سوميون مترجم آثار عربي به يوناني بود؛ آثار او حاوي اطلاعات فراوان دربارهٴ طب اسلامي و به‌طور غير مستقيم طب هندي است‌. مشاهدهٴ اقدامات هم‌زمان قسطنطين افريقي و سوميون شيث جالب است‌، مثل اين كه طب‌ اسلامي با جنبشي همه‌جانبه اروپا را تسخير كرده است‌.
ابن جزله از مسيحيان نومسلمان مقيم بغداد يك تقويم طبي به صورت جداول تنظيم كرد كه‌ ادامهٴ سنت هم‌شهري و هم‌دينش ابن بطلان بود. او قراباديني هم تأليف كرد. سعيد بن هبةاللّه‌ خلاصةالطب و رساله‌اي در وظايف‌الاعضا و روان‌شناسي انسان نوشت‌.
به اين آثار رسالهٴ مهمي را در چشم‌پزشكي بايد اضافه كرد كه به وسيلهٴ زرين‌دست به فارسي‌ نوشته شده بود.
در مورد طب چيني بايد اول اشاره‌اي بكنيم به آثار دايرةالمعارفي شن كوا و به رساله‌اي از او كه مخصوص طب است‌. پئانگ آن - شيه رساله‌اي راجع به تب‌ها نوشت كه شاگردش تونگ‌ پينگ قرابادين و واژه‌نامه‌اي بدان افزود. چئين - ئي رساله‌اي در باب بيماري‌هاي كودكان نوشت‌.

8. تاريخ‌نويسي فرانسوي‌، لاتيني‌، بيزانسي‌، يهودي‌، اسلامي‌، چيني‌، و ژاپني‌. مؤثرترين يادگار ادبي اين عصر ترانهٴ رولان است كه بايستي آن را هم‌چون ايلياد و اوديسه اثري تاريخي تلقي كنيم‌.
ارزش تاريخي اين اثر در مورد موضوعات تاريخي تحريف شده‌اي كه منظور نظر اين منظومه‌ است اهميت خيلي كم‌تري دارد، تا در زمينهٴ توصيف ناخودآگاه عادات و رسوم آن عصر. ترانهٴ رولان را به خاطر شارلماني يا هم‌گنانش نمي‌خوانيم‌، هم‌چنان كه مطالعهٴ ايلياد به خاطر هلن‌ ترويايي نيست‌. ولي هم‌چنان كه ايلياد آينهٴ تمام‌نماي يوناني باستان است‌، ترانهٴ رولان هم آينهٴ فرانسهٴ قديم به شمار مي‌رود.
در همان حال كه مؤلف ناشناس ترانهٴ رولان كمك مي‌كرد تا يك گويش بومي به مقام زباني‌ ادبي ارتقا يابد، تعدادي از مورخان آلماني به تدوين سال‌نامه‌هايي به زبان لاتيني پرداختند. ازجمله هرمان لنگ تاريخي تا سال 1054 ؛ آدام برمني تاريخ اسقف‌نشين هامبورگ را تا 1072 (اهميت فراوان آن قبلاً خاطرنشان شده‌)؛ لامبرت هرسفلدي تاريخ پاپي و امپراتوري را تا 1077؛ ماريانوس اسكوتوس‌، يك تن ايرلندي ساكن آلمان‌، خلاصهٴ وقايع را به ترتيب زماني از خلقت تا 1082 نوشتند.